از چي بگم از تماشاگراي آبي شهر
كه تو بدترين شرايطم پايه ميشن
يا كه بگم از اون رفقاي لنگ فروش
كه قرمزن ولي فقط واسه بردشون
تو به من اينو بگو من از چي بگم خوب
ما باختيم تموم درداتون ريشه كن شد ؟!؟!؟!
از چي بگم ، شايد حاشيه دوست داري ، مثه او بردي كه افتاد گردن ناداوري اگه برد تلخ بود اينه واقعيت ،داستان سوبله چوبله و جدول ساله 90
كه نشستن لنگيا با صد چرا و افسوس و كاشكي يه پرويز مظلومي جاي اين مربي داشتيم
برداي پي در پي " اس اس" گُر گرفت ُ
پاچه ي هرچي لنگيه مثه گرگ گرفت
يه ليدر قرمز دقيقه هشتاد با داد و فرياد گفت :
"له شديم زود پاشيد بريم بيرون
تا نخورديم گلاي بيشتري از سرورمون"
چشام خشك يكم بهم اشك بده ايزد
اين لنگيا با چه رويي جلو حريف بایستند
پرسپوليس برد در راه پوئني كه
مظلومي داد و بي خياله يه لقب جديده
پرويز نمي خواست ته اين دربي و هرگز ببنده
چون باز دلش ميخواست كه لنگي بخنده؛
از چي بگم ،
بگو ازيه تيم بي جنبه
كه تو 4 تا دربي بودن مثه يه سوسك خزنده
ولي قسم به خدا قسم به روح حجازي
كه ما با نصف قدرت اومديم توي اين بازي
خيلي خشن بازي كردين ولي حوصله كرديم
تو فشن بازيا ما يه مدل مرديييم
ولي دفتر برداي دربي رو ذره ذره كرديمو
اومديم جلو كه پي يه باخت بگرديم
نظرات شما عزیزان:
sarina 
ساعت23:42---15 بهمن 1390